ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

30

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) معاويه پسر قرة شنيدم كه مىگفت * به روز جنگ ابن عبيس « 1 » قاتل پدرم را كشتم . گويد ، قره به سختى كشته شده بود . برادر قرّة بن اياس محمد بن سعد مىگويد كه نامش را براى ما نگفته‌اند . گويد عبد اللّه بن جعفر رقّى ، از عبيد اللّه بن عمرو ، از عبد الملك بن عمير ، از معاوية بن قره ، از گفتهء عمويش ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه پسركم به حضور حضرت ختمى مرتبت مىرفتم و كودك را مقابل ايشان مىنشاندم . گويد : رسول خدا از او پرسيد پسرت را دوست مىدارى ؟ پاسخ داد : آرى بسيار . اندكى بعد پسرك مرد . پيامبر ( ص ) از او پرسيدند گويا بر مرگش اندوهگين شدى ؟ گفت : آرى . رسول خدا فرمود : آيا شاد نمىشوى كه چون خداوند تو را به بهشت درآورد او را كنار يكى از درهاى بهشت ببينى كه آن در را براى تو بگشايد ؟ گفت : آرى كه شاد خواهم شد . پيامبر فرمود : به خواست خدا همينگونه خواهد بود . حمل بن مالك بن نابغة هذلى او مسلمان شد و به سرزمين قوم خود برگشت و سپس به بصره كوچ كرد و در محله هذيل خانه ساخت و بعدها خانه‌اش از عمرو بن مهران كاتب شد . عباس بن مرداس بن ابى عامر ابن جارية بن عبد بن عبس بن رفاعة بن حارث بن بهثة بن سليم . او پيش از فتح مكه مسلمان شد و همراه نهصد تن از قوم خود كه بر اسبها سوار بودند و نيزه‌ها و زره‌هاى پاكيزه همراه داشتند تا همراه رسول خدا در فتح مكه شركت كنند . او پس از شركت در جنگ به سرزمين

--> ( 1 ) اين جنگ به سال 65 هجرت ميان خوارج و نيروهاى حكومت به فرماندهى ابن عبيس در گرفت . ابن عبيس در آن كشته شد . معلوم مىشود قره به دست خوارج غافلگير شده است . به تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 613 مراجعه فرماييد .